دوشنبه ۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

ارزش تبلیغات

یکی از سناتورهای معروف آمریکا، درست هنگامی که از درب
سنا خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد.
روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و سن پیتر* از او استقبال کرد: "خیلی خوش آمدید. این خیلی
جالبه، چون ما به ندرت سیاستمداران بلندپایه و مقامات رو کنار دروازه های بهشت
ملاقات می کنیم. به هر حال شما هم درک می کنید که راه دادن شما به بهشت تصمیم ساده
ای نیست..."
سناتور گفت: "مشکلی نیست. شما مرا راه بده، من خودم بقیه اش رو حل می کنم."
سن پیتر گفت: "اما در نامه ی اعمال شما دستور دیگری ثبت شده، شما

بایستی ابتدا یک روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی کنید. آنگاه خودتان بین
بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید."
سناتور گفت: "اشکالی نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام. می خواهم به بهشت بروم!"
سن پیتر گفت: "می فهمم... به هر حال، ما دستور داریم. ماموریم و معذور" و سپس او را سوار آسانسور کرد و به پایین رفتند. پایین... پایین... پایین... تا اینکه به جهنم رسیدند.
وقتی در آسانسور باز شد، سناتور با منظره ی جالبی روبرو شد. زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک
زمین بازی گلف بود و در کنار آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم
بسیاری از دوستان قدیمی سناتور منتظر او بودند و برای استقبال به سوی او دویدند.
آنها او را دوره کردند و با شادی و خنده فراوان از خاطرات روزهای زندگی قبلی تعریف
کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و حسابی سرگرم شدند. همزمان با
غروب آفتاب، همگی به کافه کنار زمین گلف رفتند و شام بسیار مجللی از اردک و بره
کباب شده و نوشیدنی های گرانبها صرف کردند. شیطان هم در جمع آنها حاضر شد و همراه
با دختران زیبا رقص گرم و لذت بخشی داشتند. به سناتور آنقدر خوش گذشت که واقعاً
نفهمید یک روز او چطور گذشت. رأس بیست و چهار ساعت، سن پیتر به دنبال او آمد و او
را تا بهشت اسکورت کرد. در بهشت هم سناتور با جمعی از افراد خوش خلق و خونگرم آشنا
شد، به کنسرت های موسیقی رفتند و دیدارهای زیادی هم داشتند. سناتور آنقدر خوش
گذرانده بود که واقعاً نفهمید روز دوم هم چگونه گذشت. بعد از پایان روز دوم، سن
پیتر به دنبال او آمد و از او پرسید که آیا تصمیمش را گرفته؟
سناتور گفت: "خوب راستش من در این مورد خیلی فکر کردم. حالا که فکر می کنم می بینم بین بهشت و جهنم،
من جهنم را ترجیح می دهم."
بدون هیچ کلامی، سن پیتر او را سوار آسانسور کرد و آن
پایین تحویل شیطان داد. وقتی وارد جهنم شدند، این بار سناتور بیابانی خشک و بی آب و
علف را دید، پر از آتش و سختی های فراوان. دوستانی که دیروز از او استقبال کردند هم
عبوس و خشک، در لباس های بسیار مندرس و کثیف بودند.
سناتور با تعجب از شیطان پرسید: "انگار آن روز من اینجا منظره ی دیگری دیدم؟ آن سرسبزی ها کو؟ ما شام بسیار
خوشمزه ای خوردیم، زمین گلف؟..."

شیطان با خنده جواب داد: "آن روز، روز
تبلیغات بود... امروز دیگر تو رای داده ای"!

*
پاورقی: در فرهنگ عامه مسیحیان، سن پیتر به عنوان نگهبان و کلید دار دروازه بهشت
شناخته می شه.

سری جدید جوک


حیف نون آزمايش ادرارش گم مي شه، مي گه بله! مملکت بخور
بخوره!

به حیف نون می گن متاهلی یا مجرد؟ می گه: به نام خدا،
کشاورزم!

حیف نون دست می اندازه دور گردن نامزدش، بلد نیست چی بگه، می گه
گردنتو بشکونم؟!

مردی با افتخار گفت: زن من یك فرشته است مرد دیگری جواب
داد: خوش به حالت، زن من هنوز زنده است!

حیف نون زن ژاپنى می گیره، هر وقت
بهش نگاه می كنه می گه اگه خوابت میاد بخواب!

از یه روانپزشک پرسیدم: شما چه
طور متوجه می شید که یه فرد روانی به بستری شدن احتیاج داره؟ گفت: ما وان حمام را
پر از آب می کنیم، یه قاشق چایخوری، یه فنجان، و یک سطل جلوی روانی می گذاریم و ازش
می خواهیم وان را خالی کند.
من گفتم: آدم سالم سطل رو انتخاب می کنه، چون بزرگ
تره.
روانپزشک گفت: نه! آدم سالم درپوش چاه وان رو بر می داره... شما دوست داری
تختت زیر پنجره باشه؟

نصیحت حیف نون به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی
با دمپایی فورا نکوب رو سرش... بی توجه از بغلش رد شو... این کار از صدتا فحش براش
بدتره!

به حیف نون می گن: خیلى آقایى.
می گه:عمرا!

به آقای دست و
دل باز می گن بیا بریم روضه. می گه مرسی، من شام خوردم!

حیف نون پاش خواب می
ره، کفشاشو می دزدن!

یه اصفهانی یک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و
فرزندانش هرکدام یک دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا یک دانه؟ مرد جواب داد:
عزیزانم! بقیه اش هم همین مزه را می دهد!

حیف نون به دنبال جنازه‌ی یكی از
ثروتمندان می‌رفت و با صدای بلند گریه می‌كرد. یكی به او دالداری داد و گفت: "این
مرحوم چه نسبتی با شما داشت؟"
حیف نون جواب داد: "هیچ! علت گریه‌ی من هم همین
است!"

روزی حیف نون ادعای كرامت كرد.
گفتند "دلیلت چیست؟"
گفت:
"می‌توانم بگویم الساعه در ضمیر شما چه می‌گذرد؟"
گفتند: "اگر راست می‌گویی
بگو."
گفت: "همه‌ی شما در این فكر هستید كه آیا من می‌توانم ادعایم را ثابت كنم
یا نه!"

حیف نون تو دادگاه محاکمه می‌شد. وکیل مدافع هنگام دفاع ازش گفت:
«آقای قاضی! مردی که شما محاکمه‌اش می‌کنید پدری مهربان، انسانی شریف، آدمی‌با
وقار، مردی درست کار و پاکدامن و شهروندی با انضباط و مطیع قانون است.» حیف نون در
این هنگام به وکیلش اعتراض کرد و گفت: «آقای وکیل! تو از من پول گرفته‌ای، حالا
داری از یک نفر دیگر دفاع می‌کنی؟»

نسخه جدید آموزش عبور از خیابان برای کودکان:

اول به سمت چپ که محل عبور ماشینهاست نگاه می کنیم
بعد به سمت راست که محل عبور موتورهاست نگاه می کنیم
بعد به سمت بالا نگاه می کنیم که محل سقوط هواپیماست
سپس با روحی آرام و قلبی مطمئن پا به خیابان می گذاریم.

شنبه ۱۳ ژوئن ۲۰۰۹

عشق به مادر

سلام به همگی!
هدیه دادن تو روز مادر چقدر براتون مهمه؟
اگه براتون مهم نسیت، حتما به عکس بالا به دقت نگاه کنید .

سه‌شنبه ۲ ژوئن ۲۰۰۹

جوک های معمایی


اگه گفتین نیوتن چه جوری اثبات می کنه که : نیوتن نیستم ؟
جواب : یه روز اینشتین و نیوتن داشتن با هم قایم موشک بازی می کردن. انیشتن چشم می ذاره و نیوتن می ره پشت سر انیشتن یه مربع به ضلع یک متر می کشه و توی اون مربع می ایسته ! وقتی شمارش انیشتن تموم می شه بر می گرده و نیوتن رو می بینه! اینشتین می گه : نیوتن ! سوک سوک ! نیوتن می گه : من نیوتن نیستم ! الان ثابت می کنم : مساحت این مربع 1 متر در 1 متر می شه 1 متر مربع و من هم که روی این مربع ایستادم ! بنابراین نیوتن بر متر مربع می شه پاسکال !!!
-*-*-*-*-*-*-*-*-*
اگه گفتی احتمال ازدواج در چه نرم تنی بيشتره ؟
...
در حلزون چون هم خونه داره هم ماشين !!!
-*-*-*-**--*-*-*-
می دونی فرق پیاز با هندوانه کال چیه؟
وقتی پیاز رو قارچ می کنی چشت می سوزه اما هندوانه کال رو که قارچ می کنی دماغت می سوزه !!!
-*-*-*-*-***-*-*-*
چه وقت زنان خدا را شکر می کنند؟
زن رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟ خداوند مهربانانه فرمود: عزیز من ! اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند، به او هشت میلیون می رسد، ولی اگر او را بکشند تو صاحب شانزده میلیون می شوی !!! زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر ...
-*-*-*-*-*-**-*
اگه گفتین حرف مورد علاقه ی دختر های ایرانی در زبان فارسی چیه :
اخیرا کشف شده ! :( پ ) و ( خ ) می باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پراید ) ( خرد ) کنند. ( پاسپورت ) بگیرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ...
-*-*-*-*-*-*-*
می دونی چرا قلب آدم دو بار پشت سر هم می زنه ؟
چون یکی واسه زنده بودن خودش می زنه یکی هم واسه زنده بودن اونیکه دوستش داره
-*-*-*-*-*-*-*-*
می دونین بزرگترین معضل فکری کودکان ایران چیه ؟
....
چرا کایکو دستمال قدرتشو تو جیبش نمی گذاشت ؟
-*-*-*-*-*-*-*
اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟
. . . واقعا که ! . . . تو هنوز منو نشناختی ؟؟؟؟
-*-*-*-*-*-*-*
تست هوش (طنز)4 تا سوأل هستش.
باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی. آماده ای؟
سوأل اول : فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟ جواب :اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی !برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.
سوأل دوم : اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد ؟
جواب : اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون میخواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟ )
حالا اینو جواب بدین :سوأل سوم : ریاضیات فریبنده !!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید ( از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید ! )عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید.
حاصل جمع بالا چنده ؟
به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است. باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره !!!
سوال آخر : پدر ماری، پنج تا دختر داره : 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟
جواب: Nunu؟ نه ! البته که نه ! اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.
-*-*-*-*-*-*-*-*
اگه گفتی اون چيه که اولش منم بعدش تويی آخرشم يه زبونه...؟؟؟
يکم فکر کن... يکم ديگه.............. "گل گاو زبون"
-*-*-*-*-*-*-*-*
به غضنفر می گن يك معما بگو . می گه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم می كنه تابستونا بالای درختو ؟!
يارو هرچی فكر می كنه جوابشو پيدا نمی كنه . می گه : نمي دونم ، حالا بگو چيه ؟ غضنفر می گه : بخاری ! يارو كَف می كنه ، می گه : باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم می كنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می‌كنه ؟ غضنفر می گه : بخاری خودمه دوست دارم بذارمش بالای درخت !
-*-*-*-*-*-*-*-*
از پسرغضنفر پرسیدند: یونسکو یعنی چی ؟
می گه : بعد از اینکه حضرت یونس رفت توی شکم ماهی فکر کنم برای بیرون آوردنش یونسکو رو تشکیل دادند.
-*-*-*-*-*-*-*-*
اگه گفتی یه لکه آبی روی دیوار چیه:
یه مورچه که شلوار لی پوشیده
حالا بگو یه لکه قرمز چیه: یه مورچه که رژ زده
حالا اگه گفتی یه اگه سبز رو دیوار چیه؟
خوب.. اماکن ِ که اومده هر دوتا اونا رو بگیره
-*-*-*-*-*-*-*-*
می دونین چطوری باید به یه نفر خبر فوت بدین؟
اینجوری:به یه بنده خدا ميگن: بابات به «رحمت ايزدي» پيوست!
بنده خدا ميگه: «رحمت ايزدي» ديگه كيه؟ ميگن: نه، منظورمون اينه كه «به ديار باقي شتافت»!
ميگه: «ديار باقي» كجاست؟ ميگن: يعني «دار فاني» رو وداع گفت!
ميگه: «دار فاني» ديگه چه‌جور داريه؟ ميگن: يعني «رخت از اين دنيا بر بست»!
ميگه: منظورتون رو نمي‌فهمم! ميگن: الاغ! باباي خرت مرد! ميگه: خر من كه بابا نداشت
-*-*-*-*-*-*-*-*
دانشجو چیست؟
موجودى نحيف، عصبى، بى پول و شبيه به انسان، كه از تخم مرغ، گوجه و نيكوتين تغذيه می كند و دشمنى عجيبى با كتاب دارد

یکشنبه ۲۴ مهٔ ۲۰۰۹

دانستنیها (2)

آیا می دانستید که فیل بالغ در روز به طور متوسط دویست
و بیست کیلوگرم غذا و دویست لیتر آب مصرف می کند؟

آیا می دانستید که اگر زنی
به کور رنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر او کوررنگ می شوند؟

آیا می دانستید که
کوه های آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند می شوند؟

آیا می دانستید که همه
نوزادان میگو، نر متولد می شوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل
می شوند؟

آیا می دانستید که وزن کوه یخی با حجم متوسط، بیست میلیون تن
است؟

آیا می دانستید که حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص ده هزار بوی
متفاوت است؟

آیا می دانستید که یک قطره آب دارای یک‌ صد میلیارد اتم
است؟

آیا می دانستید که خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد
اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد؟

آیا می دانستید که دهان انسان روزانه یک
لیتر بزاق تولید می کند؟

آیا می دانستید که ما به طور متوسط روزانه پنج هزار
کلمه صحبت می کنیم که هشتاد درصدش با خودمان هست؟

دوشنبه ۱۸ مهٔ ۲۰۰۹

دانستنیها(1)

آیا می دانستید که زرافه ایستاده وضع حمل می‌کند و
نوزادش از فاصله 180 سانتی متری به زمین می افتد؟

آیا می دانستید که جنین
بعد از هفته هفدهم خواب هم می تواند ببیند؟


آیا می دانستید که قدرت بینایی
جغد 82 برابر قدرت دید انسان است؟

آیا می دانستید که در شیلی منطقه ای
صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است؟

آیا می دانستید که وزن اسکلت انسان بالغ بر سیزده تا پانزده کیلوگرم است؟

آیا می دانستید که خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می‌ایستد حدود سه متر است؟

آیا می دانستید که زرافه تار صوتی ندارد و لال است و نمی تواند هیچ صدایی از خود در آورد؟

آیا می دانستید که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست؟

آیا می دانستید که سریع ترین عضله بدن انسان زبان است؟

آیا می دانستید که طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است؟

آیا می دانستید که تنها موجودی که می تواند به پشت بخوابد انسان است؟

آیا می دانستید که چشم سالم انسان میتواند ده میلیون رنگ مختلف را ببیند و آنها را از
یکدیگر تمیز دهد؟