۱۳۸۸ مرداد ۵, دوشنبه

سری جدید جوک


حیف نون آزمايش ادرارش گم مي شه، مي گه بله! مملکت بخور
بخوره!

به حیف نون می گن متاهلی یا مجرد؟ می گه: به نام خدا،
کشاورزم!

حیف نون دست می اندازه دور گردن نامزدش، بلد نیست چی بگه، می گه
گردنتو بشکونم؟!

مردی با افتخار گفت: زن من یك فرشته است مرد دیگری جواب
داد: خوش به حالت، زن من هنوز زنده است!

حیف نون زن ژاپنى می گیره، هر وقت
بهش نگاه می كنه می گه اگه خوابت میاد بخواب!

از یه روانپزشک پرسیدم: شما چه
طور متوجه می شید که یه فرد روانی به بستری شدن احتیاج داره؟ گفت: ما وان حمام را
پر از آب می کنیم، یه قاشق چایخوری، یه فنجان، و یک سطل جلوی روانی می گذاریم و ازش
می خواهیم وان را خالی کند.
من گفتم: آدم سالم سطل رو انتخاب می کنه، چون بزرگ
تره.
روانپزشک گفت: نه! آدم سالم درپوش چاه وان رو بر می داره... شما دوست داری
تختت زیر پنجره باشه؟

نصیحت حیف نون به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی
با دمپایی فورا نکوب رو سرش... بی توجه از بغلش رد شو... این کار از صدتا فحش براش
بدتره!

به حیف نون می گن: خیلى آقایى.
می گه:عمرا!

به آقای دست و
دل باز می گن بیا بریم روضه. می گه مرسی، من شام خوردم!

حیف نون پاش خواب می
ره، کفشاشو می دزدن!

یه اصفهانی یک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و
فرزندانش هرکدام یک دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا یک دانه؟ مرد جواب داد:
عزیزانم! بقیه اش هم همین مزه را می دهد!

حیف نون به دنبال جنازه‌ی یكی از
ثروتمندان می‌رفت و با صدای بلند گریه می‌كرد. یكی به او دالداری داد و گفت: "این
مرحوم چه نسبتی با شما داشت؟"
حیف نون جواب داد: "هیچ! علت گریه‌ی من هم همین
است!"

روزی حیف نون ادعای كرامت كرد.
گفتند "دلیلت چیست؟"
گفت:
"می‌توانم بگویم الساعه در ضمیر شما چه می‌گذرد؟"
گفتند: "اگر راست می‌گویی
بگو."
گفت: "همه‌ی شما در این فكر هستید كه آیا من می‌توانم ادعایم را ثابت كنم
یا نه!"

حیف نون تو دادگاه محاکمه می‌شد. وکیل مدافع هنگام دفاع ازش گفت:
«آقای قاضی! مردی که شما محاکمه‌اش می‌کنید پدری مهربان، انسانی شریف، آدمی‌با
وقار، مردی درست کار و پاکدامن و شهروندی با انضباط و مطیع قانون است.» حیف نون در
این هنگام به وکیلش اعتراض کرد و گفت: «آقای وکیل! تو از من پول گرفته‌ای، حالا
داری از یک نفر دیگر دفاع می‌کنی؟»

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر